درس فاوا پایه هفتم علامه حلی6 تهران

وبلاگ رسمی درس فناوری اطلاعات و ارتباطات پایه هفتم مدرسه علامه حلی(6) تهران

درس فاوا پایه هفتم علامه حلی6 تهران

وبلاگ رسمی درس فناوری اطلاعات و ارتباطات پایه هفتم مدرسه علامه حلی(6) تهران

در این بلاگ می‌خواهیم در مورد درس فاوا صحبت کنیم و تمارین و آز برگ‌ها را مورد مقایسه و ارزیابی قرار دهیم.
همچنین هر از گاهی یک مقایسه اماری بین کلاس‌ها انجام می‌دهیم تا برای بعضی از دوستان یک تلنگری باشد.
نظرات، پیشنهادات و به خصوص انتقادات را به شدت پذیرا هستم.
ارتباط از طریق رایانامه:helli6.fava7@gmail.com

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
نویسندگان

می‌رسد.....

پنجشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۳۰ ب.ظ

صرفا یاد خاطرات افتادم وقتی دیدمش، گفتم شما هم ببینید.........

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۹۴/۰۳/۰۷
آقای محمدی

نظرات  (۵۳)

سلام.منم همین طور.
پاسخ:
سلام
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۲ محمد مهدی کشاورزی
سلام
اقا پول در آموردن از popup ها مطمئن است؟
پاسخ:
سلام.
اصلا به این کارها توصیه نمیکنم!!!

وقتت رو هدر نده.
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۰۸:۵۹ علی انواری
من که زیاد خاطره نداشتم ولی شعر قشنگی بود
پاسخ:
واقعا؟؟
نداری خاطره؟
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۱ علی انواری
ولی با م بگم 
مهربانی هست ، سیب هست ، ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام
یعنی *** **** *** ******* *******
خیلی نامردین.
مرگ بر****************************
مرگ بر*****************************************
مرگ بر **
مرگ بر ******
مرگ بر ***********************************
مرگ بر ****
پاسخ:
ممنونم!
آقا اون آموزشگاه حتی اگه لایتک باشه  بازم نمیشه برم ؟
دورههای رایگانش چطور؟
دوره های ایمیلی چطور؟
بسته های خود آموزش چطور؟
دوره های آنلاینش چطور؟
پاسخ:
بازم من صلاح نمیدونم!

هر طور خودت مایلی.....
من گفتم با آقای کرمی صحبت کنید....
شاید ایشون در نظر گرفته باشن براتون...
یادش بخیر
اولین مطلب و اولین نظر:
اولین مطلب: کلیک کنید
اولین نظر: کلیک کنید
پاسخ:
یاد باذ آن روزگاران، یاد باد....
واقعا جدی میگین در باره اون موضوع؟

پاسخ:
سلام.

کدوم موضوع؟؟؟
میشه شفاف صحبت کنی؟
سلام .
بعد امتحانات پایان ترم دوم خبریه؟؟؟؟؟؟!
پاسخ:
سلام بهزاد جان.

من سه شنبه شما رو حتما ببینم. یه نیم ساعت دیرتر بری خونه اشکالی داره؟؟؟

باید هرچه سریعتر کارمون رو جمع و جور کنیم.


چه خبری مثلا؟؟؟
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۴۶ بردیا نگهبان
سلام اقا خیلی وقت بود نیومده بودم دلم تنگ شده بود اومدم دیدم شما این متن رو گذاشتین اقا مامانم کنارم نبود گریه می کردم . این سومین باره که امروز من همچین چیزی دیدم . نشد ما یه بار یه روز شاد داشته باشیم .
پاسخ:
چرا بردیا؟؟؟

چیزی شده مگه؟؟؟

دل به دل راه داره.....

بردیا منتظر یه طوفان بزرگ از طرف تو تو امتحان پایان ترم هستما!!! مثه ترم اول...... بگو یاعلی-ع-.


شاد باش.... صرفا این رو دیدم یاد خاطرات افتادم..... همین.
چرا شما از من متنفرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
پاسخ:
چون دل به دل راه داره!

تنفر در ادبیات دیوی@
۰۹ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۱۴ pooria jalali farahani
اقا یادش بخیر شما و اقای کرمی اوّلین کَسایی بودید توی این هفت سال از سه ماه اوّل اسم من رو(مخصوصا اسم کوچک) می دونستید(بعد از معلم ریاضی و فارسی سال قبلم)
پاسخ:
ههه!
یادش بخیر....پوریا از قول و قرارمون چه خبر؟؟
سلام خسته نباشید
اقا شما الان تو مهمونی هستید؟
اصلا به من چه.
اما لطفا حتما جواب بدید!!!!!!!!
پاسخ:
ﻏﻨﭽﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮔﺮﯾﺴﺖ
غنچه ﺁﻧﺮﻭﺯ ﻧﺪﺍنست ﺍﯾﻦ ﮔﺮﯾﻪ ﺯ ﭼﯿﺴﺖ !
ﺑﺎﻍ ﭘﺮ ﮔﻞ ﺷﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻏﻨﭽﻪ ﺑﻪ ﮔﻞ ﺷﺪ ﺗﺒﺪﯾﻞ
ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﺑﺎﻍ ﻓﺰﻭﻥ ﺗﺮ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺍﺑﺮ ﮔﺮﯾﺴﺖ
ﺑﺎﻏﺒﺎﻥ ﺁﻣﺪ ﻭ ﯾﮏ ﯾﮏ ﻫﻤﻪ ﮔﻞ ﻫﺎ ﺭﺍ ﭼﯿﺪ
ﺑﺎﻍ ﻋﺮﯾﺎﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺧﺎﻟﯿﺴﺖ
ﺑﺎﻍ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺳﻮﺩﯼ ﺑﺮﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺪﻥ ﮔﻞ ؟
ﮔﻔﺖ : ﭘﮋﻣﺮﺩﮔﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺘﻮﺍﻧﻢ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﭽﯿﻨﻢ ﮔﻞ ﺭﺍ
ﭼﻪ ﺑﻪ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﻭ ﭼﻪ ﮔﻠﺪﺍﻥ ، ﺩﮔﺮ ﻋﻤﺮﺵ ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﺮﮔﻨﺪ ، ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﯿﺎﻩ
ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺗﺎ ﺑﺎﻗﯿﺴﺖ
ﮔﺮﯾﻪ ﯼ ﺑﺎﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺖ
ﻏﻨﭽﻪ ﮔﺮ ﮔﻞ ﺑﺸﻮﺩ ، ﻫﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﺩﺩ ﻧﯿﺴﺖ
ﺭﺳﻢ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻨﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ
ﻣﯿﺮﻭﺩ ﻋﻤﺮ ﻭﻟﯽ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻪ ﻟﺐ ﺑﺎﯾﺪ ﺯیست !
هان؟؟؟!!!!!!
آقا خوبه خودتون منو میشناسین اما باز دوباره از این چیزا میگین؟!!!!!!!!!!
تا یه جایی فهمیدم دیگه ربطشو نفهمیدم!!!!!!!
داستان قشنگی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

:
مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس
از جدول کنار خیابون رفت بالا
نزدیک بود که چپ کنه
اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد
برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد
سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد
و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن
من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!
مسافر عذرخواهی کرد و گفت:
من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه
راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه
راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم
آخه من ۲۵ سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…

اینم جواب من نسبت به اون داستان!!!!!!!!!!!!!!!
راستی راستی:

انسان های بزرگ هیچگاه به کوچکی فردایشان نگاه بزرگ نمیکنند چون از بزرگی کوچک امروزشان فردایی کوچکتر از بزرگی دیروز خواهند ساخت..»
پاسخ:
خیلی عمیق گفته.....

خوب بخونش!
با دقت!!!
یه بررسی کن ببین میتونی به چیزی ربطش بدی؟
۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۹ علی انواری
الان همین شعر اخریه که نوشتید تو پاسخ ننظرات واقعا اشکم رو در اورد آقا
خیلی قشنگ بود.

پاسخ:
خب چرا گریه؟؟؟
ایول خلاص میشیم(ها چی؟؟؟؟؟)
پاسخ:
بله....خلاص میشید.....!

بلـــــــــــــــــــــــــــــــوم بلاگ حتما سر بزنید.مصاحبه با آقای فخریان.کتاب کلاس ما نوشته بچه های مدرسه،تیتراژ اول فیلمی که قرار هست بسازند و کلی چیز های دیگر.
http://bellum.blog.ir/
پاسخ:
ممنونم.
این جای قصه مهمه:
آخه من ۲۵ سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…

سلام یه خبر فوری و ناگوار دارم.
ساعتی پیش پوریا جلالی فرهانی فوت کرد.

یه ساعت پیش تلفن خونمون زنگ خورد .شمارشو نگاه کردم دیدم شماره ی خونه ی پوریا هستش .برداشتم دیدم یه صدایی مثل صدای گریه و زاری میاد .یه دفعه فهمیدم که پوریا داره تو تلفن فوت میکنه .بهش گفتم اینقدر فوت نکن اما بازم فوت کرد!
قسمت ناگوارش هم هدر رفتن وقت من" که از طلا هم با ارزش تره" بود.
.
.
.

تا خبری دیگر خدانگهدار.
پاسخ:
والا!
سلام!!!
خوبین؟
چی شده آخر سالی میل شعر گفتن(خوندن) پیدا کردید(البته سال تموم شده دیگه)؟؟؟؟؟ چند وقته شاعر شدید به ما نمیگید؟؟ برنامه نویس - شاعر - معلم - دانشجو - ورزشکار - خواننده  و ...دیگه چی؟
ما که شما رو هر جوری دیدم جز یه معلم!!! البته که شما فرا تر از یه معلمین(درش شکی نیست، هرکی شک داره بیاد پیش من شک شو برطرف کنم)
می رسد نه رسیده دیگه
پاسخ:
سلام.
ممنونم شما خوبی آقا محمد جواد؟
پروژه به کجا رسید؟؟؟

ممنونم....البته که منم خودم رو معلم نمیدونم(با توجه به معیارهایی که خوبان، دارند.)
۱۶ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۴ محمد غفوریان

from turtle import*
pu()
goto(400,0)
pd()
speed(0.1)
for w in range(5):
    pensize(5)
    circle(5)
    lt(180)
    fd(20)
    rt(90)
    fd(20)
    pu()
    lt(180)
    fd(20)
    rt(90)
    fd(10)
    pd()
    lt(90)
    for t in range(3):
        fd(10)
        rt(90)
    rt(90)
    for t in range(3):
        fd(10)
        rt(90)
    rt(90)
    for t in range(3):
        fd(20)
        rt(90)
    pu()
    bk(20)
    pd()
    circle(5)
    lt(180)
    fd(20)
    rt(90)
    fd(20)
    pu()
    lt(180)
    fd(20)
    rt(90)
    fd(10)
    pd()
    lt(90)
    for t in range(3):
        fd(10)
        rt(90)
    rt(90)
    for t in range(3):
        fd(10)
        rt(90)
    rt(90)
    for t in range(3):
        fd(20)
        rt(90)
    pu()
    bk(20)
    pd()

پاسخ:
باشه.....
اما چی؟؟؟
پروژه فعلا تا بعد از تموم شدن امتحانات آقای رضایی به حالت تعلیق درومده
البته از زمانی که امتحانات خودم تموم بشه تا امتحانات آقای رضایی یکم دنبالش میرم.
بله خب هیچ وقت آدم نمیتونه یه معلم واقعی بشه ولی شما در حد توانتون بهترینین
:)
پاسخ:
اها.... ایشالا که با قدرت شروع کنی....

آفرین، پیشاپیش خسته نباشی....

ممنونم.... ولی فکر کنم اشتباه میکنی...
حالا جزو خوبا هسین که(البته منظورم خوب واقعی نیست. نسبتا خوب)
خب نسبت به بقیه یه ذره شاید کمی بهتر باشید
البته این طوری میگم که خودتون ناراحت نشین ولی در واقع از نظر بعضیا خیلی خوبین(حالا شاید اونا اشتباه فکر میکنن)من قضاوت نمی کنم به هر حال
من الان نظر خودمو نگفتم اینجا. شاید یه نظر دیگه ای داشته باشم
به خاطر این گفتم که گفتین اشتباه می کنم
پاسخ:
ممنونم...شما لطف دارید....

بله شاید خیلی ها تویه زندگیشون اشتباه کنند..... بله نباید الکی قضاوت کرد....

نظر خودتم بگی..... خوشحال میشیم ها.....
ممنونم که شما به فکر پروژه هستین
:)
:)
:)
پاسخ:
خواهش میکنم....
خودم اول سال گفتم پایه ام....یادته؟؟؟


پس هستم....
خوش حالم کردین اینو گفتین. بیش تر امیدوار شدم
دستت تون درد نکنه
حالا ایشالا دوباره می بینمتون
شب بخیر
پاسخ:
موفق باشی محمد جواد جان.....
۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۳۲ محمد غفوریان

from turtle import*
pu()
speed(0.001)
rt(90)
for w in range(180):
    fd(1)
    lt(1)
lt(90)
fd(116)
bk(29)
rt(90)
fd(30)
circle(10)
rt(90)
fd(68)
rt(90)
fd(10)
lt(90)
circle(10)
fd(40)
rt(90)
pd()
begin_fill()
fillcolor("green")
color("green")
fd(108)
rt(90)
fd(148)
rt(90)
fd(148)
rt(90)
fd(148)
rt(90)
fd(40)
end_fill()
pu()
goto(0,0)
pd()
begin_fill()
speed(0.001)

fillcolor("red")
color("red")
for w in range(180):
    fd(1)
    lt(1)
lt(90)
fd(116)
end_fill()
pu()
bk(29)
rt(90)
fd(30)
pd()
begin_fill()
fillcolor("black")
pencolor("black")
circle(10)
end_fill()
pu()
rt(90)
fd(68)
rt(90)
fd(10)
lt(90)
pd()
begin_fill()
fillcolor("black")
pencolor("black")
circle(10)
end_fill()
pu()
fd(40)
rt(90)
pd()












پاسخ:
خندوانه؟
۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۹ یاسان فرمانی

واقعا روزی میرسه که بی هم میشویم!!

ودل من جر می خوره و آتیش میگیره!

 

پاسخ:
چرا؟؟؟
سلام آقا به نظر شما من می تونم تو این امتحان بالاتر از 20 بشم
هنوزم قبولم دارید
اگه قبولم ندارید دیگه کم کم بهید با آرزوهام خداحافظی کنم
چند وقته احساس می کنم دیگه هیچکس قبولم نداره!
پس آرزو های بزرگ خداحافظ...
پاسخ:
من قبولت دارم به شدت
۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۴ محمد مهدی کشاورزی
با سلام استاد گرامی 
اگر میشود به من یک برنامه بگویید بنویسم! اگر میشود چون واقعا سر درگمم چیکار کنم ازبرگ هارو خوردم تمرینارو هم انجام دادم فقط باید turtle 2 را یک بار دگر بخوانم
یه برنامه بگید اگه میشه من بنویسم
پاسخ:
سلام محمد مهدی....
ایمیلی که اینجا نوشتی رو چک کن.
سلام آقا ببخشید توی سوال 19 شرایط اون چجوری یعنی ما بدون اینکه بدونیم اعداد داده شده فردند یا زوج هستند باید این سوال رو حل بکنیم؟
بعد یه چیز دیگه
آقا شما توی امتحانات ترم 1 هم گفتید امتیازی نداره بعد نظرتون عوض شد
میشه این دفعه هم نظرتون عوض شه؟
با تشکر
پاسخ:
سلام آقا سید.
بله....


شاید عوض شد!
با تشکر
۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۳ محمد مهدی کشاورزی
مرسی از توجهتان
پاسخ:
خواهش میکنم.
۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۵ محمد مهدی کشاورزی
من که به آقای شکوهی دادم به آقای کاطمی هم می دهم
پاسخ:
ممنونم.
۲۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۸ محمد مهدی کشاورزی
به آقای شکوهی و کاظمی بدهم؟ چون فقط ادرس همین دو دوست را دارم؟
چ.ن گفتید تا می توانید به دوستان خود بدهید
پاسخ:
بلی...
۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۹ علی کریم خانی

ای بابا

سلام آقا تو وقت استراحت این برنامه رو نوشتم ببینین

پاسخ:
کو؟
۲۲ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۶ علی کریم خانی

آقا فرستادم شما باید تایید کنید

پاسخ:
بلی ... دیدم.
خیلی خوب بود علی جان!
۱۳ تیر ۹۴ ، ۰۱:۱۵ عمو بیسیک
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
خوبییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟
خوشییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟
سرحالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟
روبه راهییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید؟
رو به رشدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟
راستییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.
یه چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییزی
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااا
ااااا
ا
آخیش تموم شد.
دلم براتون تنگیده.
راستی آقا پوریا دستش شکسته (مطهری)
تو باشگاه بودیم یکی تیمش 7-6 عقب بود اومد قهرمان بازی دربیاره یه شوت  مهکم از دروازه کرد پوریا هم تو دروازه رو به روی اونا بود.پوریا هم دستش روشل گرفته بود یه دفعه اومد توپ رو بگیر با دست که دستش برگشت!
البته کوووووووووووووووو چولو
دیگه چه خبر؟
اوووووووووووووووووووووووف
آب میوه ریخته رو کیبوردم همه دکمه هاش چسبین .به زوووووووووووووووور دارم تایپ میکنم! من برم یه ذره ب****!(چون تابستونه!)
خب شما هم جای من بودید بعد این مدرسه همین کارو میکردید هر شب!
البته بعضی شبا از فرط(فرت-فره-حالا هرچی اه!)خوشحالی *** که چه عرض کنم (نمیدونم دیگه چی بگم پس این بحث تموم!)...



اقا الان شما بخواید منو صدا کنید چی صدا میکنید؟


من برم شب به خیر
۱۹ تیر ۹۴ ، ۱۵:۰۰ عمو بیسیک
سلام آقا؟خوبید؟چه خبر؟الو؟الو؟الو؟الو؟
پاسخ:
سلام!
ممنونم.شما خوبی علی اقا؟؟؟

بله بله بله! بفرمایید!
۲۰ تیر ۹۴ ، ۱۵:۳۸ عمو بیسیک
آقا نظر قبلی قبلیم رو چرا تاید نکردید؟
پاسخ:
چون مورد اخلاقی داشت!
۲۰ تیر ۹۴ ، ۲۲:۲۹ عمو بیسیک
خب سانسورش کنین توروخداااااااااااااااااااااا تاید کنید      :ا
پاسخ:
نظرات سانسوری تایید نمی شوند!
هاهاهاهاهاهاهاها
۲۱ تیر ۹۴ ، ۲۳:۲۳ عمو بیسیک
:(
مرگ بر اسراعیل.
پاسخ:
بله.....بله......

ولی چه ربطی داشت؟؟
۲۳ تیر ۹۴ ، ۲۱:۲۲ عمو بیسیک
:|
واقعا یه کلمه *** نیاز به سانسور داشت؟
خب الان من تصحیح میکنم به جاش حرکات موزون میزارم.البته حال ندارم بزارم
: ))))))))))))
پاسخ:
oooooo!
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۸ پویا جلالی بهجت
الوداع ای فاوا اندر پیچ و تاب
الوداع آزمونک های بی جواب
الوداع ای وایل و ای پیرینت و دف
دیگر تمام شد همه ی ریترن و رِنج
الوداع ای پایتون و ای برنامه
جای شما دیگر تا ابد خالیه
الوداع انیمیشنای ترتلی
باز گرد به پیش ما محمدی
پاسخ:
ماذا فازا؟؟؟؟

با معلم جدید، خوش بگذره!
۱۲ مرداد ۹۴ ، ۲۰:۰۴ پویا جلالی بهجت
نمیشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!
پاسخ:
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟
میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه!
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۴۴ پویا جلالی بهجت
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
** ** ** ******** ** *********** ** *** ****
پاسخ:
ایشالا این هم حل میشه.....با اوشون هم خوب میشید.
۱۳ مرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۳ پویا جلالی بهجت
شعر غیر مجاز منو چرا سانسور کردین؟هان؟
پاسخ:
!
جواب در خود سوال هست.
۱۴ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۰۰ پویا جلالی بهجت
باورم نمیشه دلمو شکستی
یادیه نمردم اون شبی که رفتی
من که دو ترمم رو پای تو گذاشتم
از تو انتظار نداشتم
باورم نمیشه تو دیگه نباشی
چجوری تونستی بری بی وفا شی
من که دو ترمم رو پای تو گذاشتم
از تو انتظار نداشتم
از تو انتظار نداشتم
پاسخ:
خخخخخخخخخخخخخخخخخ!

دیگه چی؟؟؟
۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۳ پویا جلالی بهجت

با چی خالی کنم هر شب یه بغضی قد یه کوهُ
شبایی که بغل کردم یه قاب عکس بی روحُ
کجایی که ببینی من چه دردی میکشم بی تو
چه زجری میشکم وقتی میبینم جای خالیتو..

تو رفتی خاطرات تو
رفیق ِ اشک چشمامن
در و دیوار این خونه غریبی میکنن با من
یه دریا بودی و چشمم حریف بغض دریا نیستی
تو اونقدر دور رفتی که ازت
یکــ قطره پیدا نیست..

کجــایی .. که ببینـی
من چقدر دل خسته و تنهام
ببیـنـی ، زندگی بی تـو
داره جون میده رو دستام

منو تو ما شده بودیم عذابم میده من بودن

با داغ ِ دوری از دستات یه عمری تن به تن بودن
دلم میگیره از تقدیر که دور از هم رهامون کرد
اگه قسمت جدایی بود واسه چی آشنامون کرد..

کجــایی .. که ببینـی 
من چقدر دل خسته و تنهام
ببیـنـی ، زندگی بی تـو
داره جون میده رو دستام

پاسخ:
ماذا فازا؟؟؟

اقا اینجا وبلاگ درسیه ها!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
یا حسین
جلالی آهنگ های غیر مجاز ****** * **** رو براتون گذاشته اما با تغییر



خدایا خوت ظهور کن :ا
پاسخ:
هان!
هوشنگ و چنگیز کی اند؟
۲۴ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۳۵ پویا جلالی بهجت
بچه ی باباشونن
پاسخ:
بله....میدونم.
۳۱ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۷ پویا جلالی بهجت
پس چرا می پرسین؟
پاسخ:
چی رو پرسیدم؟
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۴۹ پویا جلالی بهجت
هویت هوشنگ و چنگیز رو
پاسخ:
اها....
۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۴۴ پویا جلالی بهجت
خوب بگین چرا دیگه
پاسخ:
چی رو بگم؟؟؟
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۱۵ پویا جلالی بهجت
این رو که چرا هویت هوشنگ و چنگیز رو پرسیدین
پاسخ:
همینطوری.....

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.